تبلیغات
گردان تخریب - فقط به عشق شهید غلامحسین افشردی (حسن باقری)

فقط به عشق شهید غلامحسین افشردی (حسن باقری)

دوشنبه 26 خرداد 1393 12:33 ب.ظ

نویسنده : حسین منیری
ارسال شده در: گردان فرهنگ ،

انشاالله شهید باقری برامون دعا کنه



نزدیک عملیات بود.
حسن دستور اکید داده بود کسانی که دچار موج انفجار شده اند حق شرکت در عملیات را ندارند و از حضور آنها در عملیات جلوگیری شود.
با حسن برای بازدید از خط می رفتیم که ناگهان صدای داد و فریادی توجه ما را جلب کرد.
حسن گفت: «نگه دار
من ماشین رو متوقف کردم تا ببینیم چه خبر است. یکی از رزمندگان که دچار موج انفجار شده بود، همین طور فریاد می زد و فحش می داد، آن هم فحش های ناجور و جالب اینکه مخاطب فحش هایش، فرمانده ی لشکر بود!!!
حسن از ماشین پیاده شد و همراه آن رزمنده شروع کرد به فحش دادن تا عصبانیت رزمنده کم شود. بعد از اینکه او را کمی آرام کرد پرسید: «چیه؟ چرا اینقدر عصبانی هستی؟«
رزمنده گفت: «عملیات نزدیکه، ولی نمی خوان من رو ببرن، می گن فرمانده ی لشکر گفته کسایی که موجی شده حق شرکت توی عملیات رو ندارن«.
حسن گفت: «کی گفته حق نداری؟ غلط کردن، یا سوار ماشین شو، من خودم می برمت خط«.
و او را سوار ماشین کرد.
حسابی تعجب کرده بودم، او خودش چنین حکمی داده بود، حالا خودش آن را نقض می کرد!
بعد از مدتی که حرکت کردیم به او گفت» :ببین برادر، شما مجروحی، موج گرفته ای. توی عملیات، توی اون شلوغ پلوغی وقتی یه توپ می خوره زمین، حالت بد میشه، اونوقته که فرق بین خودی و دشمن رو نمی فهمی و همه رو به چشم عراقی می بینی، فکر می کنی همه دشمنن. اگه اون لحظه اسلحتو به سمت خودی گرفتی تکلیف چیه؟ چی کار باید کرد؟ هیچی، تا ما بیاییم کاری کنیم، تو زدی و چند نفرو کشتی و چند تا رو هم مجروح کردی. اگه فرمانده چیزی میگه از روی حساب و کتاب حرف میزنه«.
مدتی از صحبت های حسن نگذشته بود که آن رزمنده به من گفت: «نگه دار، می خوام پیاده شم.» و بعد رو به حسن گفت» :شما درست می گی برادر، اومدن من چیزی جز دردسر نیست«.

به نقل از کتاب من اینجا نمی مانم





دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: شهید حسن باقری ، شهید غلامحسین افشردی ، حسن باقری ، شهید باقری ، غلامحسین افشردی ، داستان رزمنده موجی و شهید حسن باقری ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 26 خرداد 1393 12:42 ب.ظ